هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی
تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد
خدا با تقواترین شماست.
-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ
یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم
نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی
خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب
سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی
جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب
حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی
است. آیاتی همچون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛
ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و
اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح
است.
حجاب چشم
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن
بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو
تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم
است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار
نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس)
است به طمع افتد.
حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم
است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان
دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به
زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از
حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان
نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل
افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.
همین مفهوم منع و امتناع در ریشهی لغوی عفت نیز وجود دارد؛
حجاب و عفت
دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند.
تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و
باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی
منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک
حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر
باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین
حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر
متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و
بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی
عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر
باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم
میگردد.
حجاب زنان سالمند
قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است.
نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی،
لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در
نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز
بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ
ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.
(نور؛60)
علاوه بر رابطهی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطهی
علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری،
نشانهای از مرحلهی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این
مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت
لزوماً از همهی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است
:: موضوعات مرتبط:
حجاب ,
,
:: بازدید از این مطلب : 185
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5